
اعتراف می كنم پس از گذشت حدود ۶ ماه از انتخابات ریاست جمهوری از اینکه به آقای موسوی رای ندادم پشیمانم.
اما دلایل من برای اظهار پشیمانیام:
موسوی گفته بود: اگر رای بیاورم مردم را دنبال ماشین خودم نمی كشانم.
موسوی
راست گفته بود. اگر او رای می آورد مردم را دنبال ماشین خودش نمی كشاند
بلكه خود سوار بر مردم می شد و آنها را این طرف و آن طرف می كشاند.
موسوی گفته بود: اگر من رای بیاورم گوشت و پیاز و سیب زمینی را ارزان خواهم كرد.
موسوی
راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد نه تنها گوشت و پیاز و سیب زمینی را
ارزان می كرد بلكه چوب حراج به ارزشها ، هنجارها ،دین، مذهب و همه مقدسات
می زد.
موسوی گفته بود: اگر من رئیس جمهور شوم از بیت المال انقلاب برای اهدافم هزینه نخواهم كرد .
موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد از بیت المال انقلاب برای اهدافش خرج نمی كرد بلكه همه انقلاب را خرج اهداف خود می كرد.
موسوی گفته بود: اگر رئیس جمهور شود قانون را پیاده خواهد كرد.
موسوی راست گفته بود. اگر رئیس جمهور می شد قانون را پیاده می كرد و خود به تنهایی ادامه مسیر می داد.
موسوی گفته بود:منسوب به خاندانی است كه نشانش رنگ سبز است و به رنگ سبز ارادت ویژه ای دارد.
موسوی
راست گفته بود. منظور موسوی از رنگ سبز و ارادت به آن،همان رنگ سبزی است
كه در زمان ولایتعهدی امام رئوف علیه السلام مزورانه همه گیر و رنگ سیاه
كنار زده شد و اكنون در عاشورای حسینی معدود افرادی با دستبندها و سربندها
و بازوبندهای سبز، پرچم ها و بیرقهای سیاه عزای حسین علیه السلام را پاره
می كنند.
باور كنید همه حرفهایی كه
موسوی می زد راست بود و برای تحقق آنها فقط اندكی زمان لازم داشت اما
عدهای فكر میكردند او همچنان دروغ میگوید.
از قدیم االایام چه به جا و زیبا گفته اند كه : حرف راست را باید از بچه شنید.